تنهای غریب
گفتم که در کنارت جان را کنم نثارت/ تیغ از تو گردن از من چون و چرا ندارد
قالب وبلاگ



فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

اللّهم صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعلِها وَ بَنیها وَ سِرِّالمُستَؤدَعِ فیها بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِه عِلمُک

  سلام بزرگواران منتظر ممنونیم از این که به وبمون اومدید لطفاً تو  نظرسنجی هم شرکت کنید

[ چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1392 ] [ 20:5 ] [ دو منتظر ] [ ]
تو آن موقع رحیم ترین شدی

که بدترین را بخشیدی

آن موقع عزیزترین شدی

که به ذلیل ترین بخشیدی

آن موقع جواد ترین شدی

که به بخیل ترین بخشیدی

آن موقع کبیر ترین شدی

که به صغیرترین بخشیدی

آن موقع انیس ترین شدی

که به تنهاترین بخشیدی

حالا من آمده ام

من همان بدترین همان بخیل ترین

من همان ذلیل ترین  همان صغیر ترین

من همان تنهاترینم

یارب ببخش به من

اینبار ببخش به من باقی غیبت را

اینبار عطا کن به من آمدن مولا را

ببخش مرا ببخش انسان ها

ببخش کل بشر را

ما همه در مقابل تو هیچیم

مولایمان را اجازه ظهور بده

من خودم قول میدهم

قول میدهم که در مقابل حوادث او را سپر باشم

قول میدهم زین پس جزء حوادث برای او نباشم

من قول میدهم که در هنگام نمازش جلوی تیرهای اهریمنان را بگیرم

من قول میدهم ما قول میدهیم

ببخش به ما باقی غیبت را

به حق آن صبور کرببلا زینب کبری(س)

اللّهم عجل لولیک الفرج بحق زینب کبری(س)

 

[ چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393 ] [ 23:44 ] [ دو منتظر ] [ ]
توسل کن به آن بزرگوارانی که کسی در مقام و منزلت به مرتبه ی آنان نمی رسد

آن بزرگوارانی که برایمان دعا می کنند بدون اینکه ما بخواهیم

بهترین را برایمان میخواهند بدون اینکه ما توجهی به بهترین ها برای خودمان داشته باشیم

زمین که میخوریم اولین کسانی هستند که دل می سوزانند

مسافرت که میرویم اولین کسانی هستند که دعا بدرقه مان می کنند

گرسنه که میشویم  تنها کسانی هستند که نان به در خانه ی ما میاورند

مصیبت دیده که میشویم تنها کسانی هستند که از ته دل به ما تسلیت می گویند

جشن که میگیرم اولین کسانی هستد که به ما تبریک می گویند

بر در خانه شان که میرویم دست خالی باز نمی گردیم

هیچ گدایی را  رد نمی کنند

حتی کسانی که از روی غفلت به در خانه شان مراجعه نمیکنند

آنان که فکر می کنند هر چه دارند از تلاش خودشان است

حتی آن دشمنانی که دشمنامشان می دهند

را دعا می کنند

چه رسد به ما که کاسه به دست و سر به زیر

به امید پر کردن کاسه هایمان

به امید باز کردن در به رویمان

به امید دعا کردن برای دنیا و آخرتمان

راهی خانه هایشان می شویم

اگر کسی مسلمان میشود

اگر کسی بعد از گمراهی با ایمان میشود

همه و همه به خاطر دعای این بزرگواران است

اگر اکنون شیعه ایم و به این مذهب می بالیم

اگر اکنون در جشن آن بزرگواران شاد در عزایشان غمگینیم

همه و همه از دعای پیامبر(ص)و دخترش فاطمه(س) و علی (ع)و فرزندان فاطمه(س) و علی(ع) است

چه شب ها که زهرا(س) دعا کرده تا ما

همه شیعه گردیم و بی تاب مولا

پس در هنگام مشکلات

کاسه ات بر کف گیر

عرق شرم را از صورتت برگیر

و پیش کسانی برو که قبل اینکه درخواست کنی حاجتت را میدهند

کسانی که انگشتر در رکوع میدهند،

مگر میشود در به روی گدایان خانه شان مگشایند؟؟

توسل کن توسل کن

 

 


برچسب‌ها: شیعه
[ چهارشنبه هفتم خرداد 1393 ] [ 21:24 ] [ دو منتظر ] [ ]
صدای تپش قلبم ترانه ی حسین حسین است

چه موزیکی از این موزیک دلنشین تر و زیباتر است

پاهایم حوصله ی راه رفتن به هیچ مکانی را ندارد

چه سفری بهتر از سفر به کربلایت

دستهایم حوصله ی گدایی در خانه ی بیگانگان را ندارد

چه جایی بهتر از جایی که تو هستی

اصلاً زندگی ام بدون دیدارت

بدون سلام دادن در حرمت

بدون بوسه به ضریح مبارکت

برای من زندگی نمی شود

اصلاً میخواهم نباشد

این زندگی لعنتی

سایه ات بر روی سرمان ما را از بلاها دور کرده است

به شکرانه ی داشتنت سر بر سجده می گذارم

و خدا را شاکرم

شما افتخار من هستید

بوسه به ضریح مبارکتان

به من زندگی می بخشد

امید می بخشد

همه چی آرومه

اما ادامه ی آن ادامه ی آن ترانه ی بی معنی نیست

بلکه همه چی آرومه

چرا که امامی به مهربانی شما

به بخشندگی شمادارم

همه چی آرومه

می دانید چرا آقا جان

چون امام زمانمان

فرزند شما

با دعایش با تدبیرش

با یاری اش همه چی را آرام می کند

همه چی آرومه چون نون توی سفره مان از برکت شماست

چون گرسنه نمی ماند کسی در این مذهب

همه چی آرومه چرا که شما تضمین کرده اید باران رحمت خدا را

همه چی آرومه نه به خاطر عشق های پوشالی

نه ترانه ی بر سر زبان عده ای

همه چی آرومه چون تو هستی

چون فرزندت مهدی(عج) هست

چون دعای فاطمه(س) پشت ماست

چون سایه ی علی(ع) بالای سر ماست

چون رحمت و نعمت بودن رسو ل الله(ص) شامل حال ماست

به خاطر اینهاست که همه چی آرومه

نه به خاطر دل بستن فلانی به فلانی

که پوچ و بی ارزش است

به خاطر دلبستن ما به شما بزرگواران است

به خاطر لطف شما به ماست

این است دلایل اینکه همه چی آررومه

کاش بفهمیم کاش بدانیم

و برای آروم بودن همه چی

دنبال بهانه های پوچ و بی اساس نباشیم

تو باش همیشه باش آقا آن وقت همه چی آروم هست

اگر نباشید اگر لطفتان و دعای خیرتان پشت ما نبود

کجا خدا می بخشید بنده های گناهکارش را

همه چی آرومه چون دعای مهدی(عج)پشت ماست

 

[ سه شنبه سی ام اردیبهشت 1393 ] [ 10:15 ] [ دو منتظر ] [ ]
باز هم دلم هوایت کرده است

هر کسی به خانه ات میاید و زائرت میشود حسرت میخورم

آقا جان چی میشه فقط یک نگاه به من بیندازی

آقا جان من روسیاهم اما همیشه امید به بخشش شما دارم

حر هم امید به بخشش شما داشت

شما او را بخشیدید

با او همنشینی کردید

و او سرانجام در راه شما و برای اهداف زیبای شما جانش را فدا کرد

آقا جان دلم کربلایت را میخواهد

دلم بین الحرمین میخواهد

هر بار میگویم شاید سری بعد نوبت من باشد

آقا جان دلم میخواهد به حرمت بیایم

و زیر لب زمزمه کنم

که مولای من همه ی کسانی که نزد تو آمدند دیگر ر نگشتند

آقا جان من هم به زیارتتان آمدم

نیامده ام که برگردم

آمده ام که بمانم

آمده ام همین جا

مقابل چشمان شما جان دهم

مثل اصحابت که وقتی در کنارت آمدند

هرگز فکر رفتن نداشتند

و هرگز هم نزد خانواده هایشان برنگشتند

ولی افسوس که چرا نمیرسم به تو

نمی رسم به حرم کبریایی ات

نمی رسم به بین الحرینت

نمی رسم به شهادت در راهت

دلم تنگ دیدارت هست

عطش دارد این قلب من

یا اباالفضل مگر شما سقا نبودید

تشنگی ام فقط به دست شما برطرف میشود

السلام علیکم یا اهل البت النبوة

 

 

 

 

[ دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1393 ] [ 12:0 ] [ دو منتظر ] [ ]

بالاتری ز مدح و ثنا أیها النقی

ابن الرضای دوم ما أیها النقی

 

با حبّ تو عبادت ما عین بندگی ست

هادی آل فاطمه یا أیها النقی

 

دارم ولی شناسی خود را ز نور تو

مولای من ولی خدا أیها النقی

 

با آن نقاوت نقوی یک نگاه کن

پاکیزه کن وجود مرا أیها النقی

 

با صد امید همچو گدایان سامرا

پر می کشیم سوی شما أیها النقی

 

بخشنده تر ز حاتم طائی تویی تویی

مسکین ترم ز هرچه گدا أیها النقی

 

من هرچه خواستم تو عنایت نموده ای

یک حاجتم نگشته روا أیها النقی

 

گردد جوانی ام همه ترویج مکتبت

جانم شود فدای تو یا أیها النقی

 

باید برای غربت تو بی امان گریست

با ناله هاي حضرت صاحب زمان گریست

 

شرمنده از قدوم تو چشمان جاده بود

دشمن سواره آمد و پایت پیاده بود

 

آن ناخن شکسته و آن کاروان سرا

توهین به ساحت تو برایش چه ساده بود

 

بارانی ست از غم تو چشم سامرا

با دیدن تو اشک ملک بی اراده بود

 

وقتی که آسمان ز غمت سینه چاک شد

دیدی که عرش سر روی زانو نهاده بود

 

زهر ستم چه با جگر پاره پاره کرد

دیگر نفس ... نفس ... به شماره فتاده بود

 

شکر خدا که دشمن تو خیزران نداشت

هر چند دل ، شکسته از آن بزم باده بود

 

آقا بیا و با دل غرق به خون بخوان

از آن سه ساله که پدر از دست داده بود

 

جانش رسید بر لبش از ضربه های چوب

وقتی کنار طشت طلا ایستاده بود

 

آرام قلب خسته اش از دست رفته بود

چشم به خون نشسته اش از دست رفته بود

[ جمعه دوازدهم اردیبهشت 1393 ] [ 23:17 ] [ دو منتظر ] [ ]
هر سال زمزمه ی هنگام سال تحویل همین است

یا مقلب القلوب و الابصار اما امسال آن سال نشد قلب من برای مولایم دائم نتپید قلب من جای همه چیز و همه کس بود جز خدا قلب من غصه ی همه چیز را داشت جز غصه ی دین خدا قلب من برای همه چیز آرزو کرد غیر از آمدن مرد غریبی که سالها منتظر است چشم من تغییری نکرد چرا که باز همه را دید ولی مهدی فاطمه(ع) را ندید و برای ظهورش نگریست

یا مدبر اللیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال حال ما ناخوش است کسی که مولایش را ندیده حالش مگه خوش هم میشود کسی که حتی صدای مولایش را نشنیده مگه خوش هم می شود کسی که مولایش غریب و تنهاست مگه خوش هم میشود

حول حالنا الا احسن الحال

خدایا مهدی فاطمه اگر بیاید حال ما بهترین حال میشود

دنیا صلاح می یابد

یکی در ذهنش اینگونه است خدایا امسال ازدواج کنم و امسال حال من به شود

دیگری می گوید خدایا فرزندم شفا یابد و حال من به شود

دیگری می گوید خدایا کار پیدا کنم و حال من به شود

دیگری می گوید خدایا خانه بگیرم و حال من به شود

دیگری می گوید خدایا فرزند دار شوم و حال من به شود

دیگری می گوید خدایا در کنکور قبول شوم و حال من به شود

دیگری می گوید خدایا پولدار شوم و حال من به شود

ملتی می گوید خدایا امسال از اشغال بیرون رویم و حال ما به شود

گلها و درختان می گویند خدایا سال دیگر باران بیشتری ببارد تا حال ما به شود

دیگری و دیگران می گوید و می گویند....

اما کسی هست که دیگران به یادش نیستند اما او به یادشان است

او مولای همه است و هممون از او غافل

او می گوید خدایا ظهورم را برسان تا حال همه به شود

و حال دین تو نیز به شود

حال مریضان به شود

حال فقیران و یتیمان به شود

حال آرزومندان به شود

حال دنیا به شود

حال مادرم زهرا(س)

درد بازوی مادرم زهرا(س)

درد پهلوی مادرم زهرا(س) به شود

و به شوم و رها شوم از غم بازوی شکسته

رها شوم از غم لب تشنه

رها شوم از غم شش ماهه

رها شوم از غم رنج عمه ام زینب(س)

رها شوم از غم بی سر و سامانی دین تو

سال دیگر سر سفره ی هفت سین بیایید با مولایمان هم صدا شویم

اللّهم عجل لولیک الفرج بحق زینب کبری(س)

ان شاء الله سال سرشار از خیر و برکت که همان ظهور آقاست داشته باشیم

التماس دعا


[ چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392 ] [ 15:54 ] [ دو منتظر ] [ ]

دلم دوباره ببین که شده پریشانت

عزیز فاطمه ای جان من به قربانت

برای روز ظهورت، برای آمدنت

چقدر مانده که کامل شوند یارانت؟

بگو چگونه بیایم چگونه آقا جان

به جستجوی تو و خیمه و بیابانت

به که قسم بخورم بی تو من کم آوردم

بس است این همه دوری بس است هجرانت

تو را قسم به صبوری قلب منتظران

عزیز فاطمه برگرد سوی کنعانت

عدالت علوی تو خواب این شهر است

فدای آن لبه ی ذوالفقار برانت

اگر چه لایق احسان تو نبودم من

همیشه شامل من بوده است احسانت

از این حجاب پر از ابر آسمان، آخر

ظهور می کند آن روی ماه پنهانت


مهرداد مهرابی





[ پنجشنبه هشتم اسفند 1392 ] [ 11:33 ] [ دو منتظر ] [ ]
خدایا ای همه ی دارو ندارم

می ترسم از لحظه ی مرگ

می ترسم از تشنگی قبل از مرگ

می ترسم از دامی که شیطان در آن لحظه برایم پهن می کند

می ترسم از فروختن ایمانی که شاید و شاید با کمک تو تا لحظه ی مرگ با چنگ و دندان از آن محافظت می کنم ، به وعده های دروغین شیطان

می ترسم از اینکه فریب وعده های دروغش را بخورم که:

ایمانت را به من بده تا تشنگی ات را برطرف کنم

ایمانت را به من بده تا تو را از مرگ نجات دهم

خدایا می دانم که کسی از مرگ نمی تواند بگریزد

هیهات که همه ی توشه ام را به وعده ی دروغین دادن قطره ی آبی بفروشم

می دانم که تنها یاورم تو هستی

می دانی که جز تو کسی را ندارم که در آن زمان یاری ام کند تا فریبش را نخورم

پس پروردگارا یاریم کن

دستم را بگیر و رهایم نکن

ایمانم را به تو می سپارم

یا حافظ من لا حافظ له

ای مهربانترینم جز تو ندارم و جز تو نمی خواهم



[ شنبه چهاردهم دی 1392 ] [ 13:13 ] [ دو منتظر ] [ ]
با زمین خوردنت امروز زمین خورد زمین

آسمان خورد زمین عرش برین خورد زمین


وسط کوچه همینکه بدنت لرزه گرفت

ناگهان بال و پر روح الامین خورد زمین

این چه زهری است که داری به خودت می پیچی

گاه پشت کمرت گاه جبین خورد زمین


از سر تو چه بگوییم؟ روی خاک افتاد

از تن تو چه بگوییم؟ همین ... خورد زمین

دگرت نیست توان تا که ز جا برخیزی

ای که با تو همه ی دین مبین خورد زمین

داشت می مرد اباصلت که چندین دفعه

دید مولاش چه بی یار و معین خورد زمین


زهر اول اثرش بر جگر مسموم است

پهلویت سوخت که زانوت چنین خورد زمین

پسرت تا ز مدینه به کنار تو رسید

طاقتش کم شد و گریان و حزین خورد زمین


به زمین خوردن و خاکی شدنت موروثی است

جد تشنه لبت از عرشه ی زین خورد زمین


شعر از جواد حیدری


شهادت مولای مظلوم و غریب سرورم آقا علی بن الموسی الرضا(ع) بر همه ی شیعیان تسلیت باد



[ پنجشنبه دوازدهم دی 1392 ] [ 13:41 ] [ دو منتظر ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ
برچسب‌ ها
امکانات وب
http://

دعای عظم البلا

دعای فرج
روزشمار غدیر حدیث موضوعی


جاوا اسكریپت