X
تبلیغات
تنهای غریب

تنهای غریب
گفتم که در کنارت جان را کنم نثارت/ تیغ از تو گردن از من چون و چرا ندارد
قالب وبلاگ



فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

اللّهم صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعلِها وَ بَنیها وَ سِرِّالمُستَؤدَعِ فیها بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِه عِلمُک

  سلام بزرگواران منتظر ممنونیم از این که به وبمون اومدید لطفاً تو  نظرسنجی هم شرکت کنید

[ چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1392 ] [ 20:5 ] [ دو منتظر ] [ ]
هر سال زمزمه ی هنگام سال تحویل همین است

یا مقلب القلوب و الابصار اما امسال آن سال نشد قلب من برای مولایم دائم نتپید قلب من جای همه چیز و همه کس بود جز خدا قلب من غصه ی همه چیز را داشت جز غصه ی دین خدا قلب من برای همه چیز آرزو کرد غیر از آمدن مرد غریبی که سالها منتظر است چشم من تغییری نکرد چرا که باز همه را دید ولی مهدی فاطمه(ع) را ندید و برای ظهورش نگریست

یا مدبر اللیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال حال ما ناخوش است کسی که مولایش را ندیده حالش مگه خوش هم میشود کسی که حتی صدای مولایش را نشنیده مگه خوش هم می شود کسی که مولایش غریب و تنهاست مگه خوش هم میشود

حول حالنا الا احسن الحال

خدایا مهدی فاطمه اگر بیاید حال ما بهترین حال میشود

دنیا صلاح می یابد

یکی در ذهنش اینگونه است خدایا امسال ازدواج کنم و امسال حال من به شود

دیگری می گوید خدایا فرزندم شفا یابد و حال من به شود

دیگری می گوید خدایا کار پیدا کنم و حال من به شود

دیگری می گوید خدایا خانه بگیرم و حال من به شود

دیگری می گوید خدایا فرزند دار شوم و حال من به شود

دیگری می گوید خدایا در کنکور قبول شوم و حال من به شود

دیگری می گوید خدایا پولدار شوم و حال من به شود

ملتی می گوید خدایا امسال از اشغال بیرون رویم و حال ما به شود

گلها و درختان می گویند خدایا سال دیگر باران بیشتری ببارد تا حال ما به شود

دیگری و دیگران می گوید و می گویند....

اما کسی هست که دیگران به یادش نیستند اما او به یادشان است

او مولای همه است و هممون از او غافل

او می گوید خدایا ظهورم را برسان تا حال همه به شود

و حال دین تو نیز به شود

حال مریضان به شود

حال فقیران و یتیمان به شود

حال آرزومندان به شود

حال دنیا به شود

حال مادرم زهرا(س)

درد بازوی مادرم زهرا(س)

درد پهلوی مادرم زهرا(س) به شود

و به شوم و رها شوم از غم بازوی شکسته

رها شوم از غم لب تشنه

رها شوم از غم شش ماهه

رها شوم از غم رنج عمه ام زینب(س)

رها شوم از غم بی سر و سامانی دین تو

سال دیگر سر سفره ی هفت سین بیایید با مولایمان هم صدا شویم

اللّهم عجل لولیک الفرج بحق زینب کبری(س)

ان شاء الله سال سرشار از خیر و برکت که همان ظهور آقاست داشته باشیم

التماس دعا


[ چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392 ] [ 15:54 ] [ دو منتظر ] [ ]

دلم دوباره ببین که شده پریشانت

عزیز فاطمه ای جان من به قربانت

برای روز ظهورت، برای آمدنت

چقدر مانده که کامل شوند یارانت؟

بگو چگونه بیایم چگونه آقا جان

به جستجوی تو و خیمه و بیابانت

به که قسم بخورم بی تو من کم آوردم

بس است این همه دوری بس است هجرانت

تو را قسم به صبوری قلب منتظران

عزیز فاطمه برگرد سوی کنعانت

عدالت علوی تو خواب این شهر است

فدای آن لبه ی ذوالفقار برانت

اگر چه لایق احسان تو نبودم من

همیشه شامل من بوده است احسانت

از این حجاب پر از ابر آسمان، آخر

ظهور می کند آن روی ماه پنهانت


مهرداد مهرابی





[ پنجشنبه هشتم اسفند 1392 ] [ 11:33 ] [ دو منتظر ] [ ]
خدایا ای همه ی دارو ندارم

می ترسم از لحظه ی مرگ

می ترسم از تشنگی قبل از مرگ

می ترسم از دامی که شیطان در آن لحظه برایم پهن می کند

می ترسم از فروختن ایمانی که شاید و شاید با کمک تو تا لحظه ی مرگ با چنگ و دندان از آن محافظت می کنم ، به وعده های دروغین شیطان

می ترسم از اینکه فریب وعده های دروغش را بخورم که:

ایمانت را به من بده تا تشنگی ات را برطرف کنم

ایمانت را به من بده تا تو را از مرگ نجات دهم

خدایا می دانم که کسی از مرگ نمی تواند بگریزد

هیهات که همه ی توشه ام را به وعده ی دروغین دادن قطره ی آبی بفروشم

می دانم که تنها یاورم تو هستی

می دانی که جز تو کسی را ندارم که در آن زمان یاری ام کند تا فریبش را نخورم

پس پروردگارا یاریم کن

دستم را بگیر و رهایم نکن

ایمانم را به تو می سپارم

یا حافظ من لا حافظ له

ای مهربانترینم جز تو ندارم و جز تو نمی خواهم



[ شنبه چهاردهم دی 1392 ] [ 13:13 ] [ دو منتظر ] [ ]
با زمین خوردنت امروز زمین خورد زمین

آسمان خورد زمین عرش برین خورد زمین


وسط کوچه همینکه بدنت لرزه گرفت

ناگهان بال و پر روح الامین خورد زمین

این چه زهری است که داری به خودت می پیچی

گاه پشت کمرت گاه جبین خورد زمین


از سر تو چه بگوییم؟ روی خاک افتاد

از تن تو چه بگوییم؟ همین ... خورد زمین

دگرت نیست توان تا که ز جا برخیزی

ای که با تو همه ی دین مبین خورد زمین

داشت می مرد اباصلت که چندین دفعه

دید مولاش چه بی یار و معین خورد زمین


زهر اول اثرش بر جگر مسموم است

پهلویت سوخت که زانوت چنین خورد زمین

پسرت تا ز مدینه به کنار تو رسید

طاقتش کم شد و گریان و حزین خورد زمین


به زمین خوردن و خاکی شدنت موروثی است

جد تشنه لبت از عرشه ی زین خورد زمین


شعر از جواد حیدری


شهادت مولای مظلوم و غریب سرورم آقا علی بن الموسی الرضا(ع) بر همه ی شیعیان تسلیت باد



[ پنجشنبه دوازدهم دی 1392 ] [ 13:41 ] [ دو منتظر ] [ ]
 برادران و خواهران سوری و لبنانی و فلسطینی

می گویند که از شما حمایت نکنیم

می گویند پشتیبانی شما را نکنیم


می گویند ببینید که سر برادران و خواهرانتان را جدا می کنیم ولی دم بر نیاورید و بخندید

می گویند ببینید که نسل نسل مسلمانان را می کشیم و کم کم اسلام را از بین می بریم ولی شما چیزی نگویید

می گویند اگر از شما حمایت کنیم آب را بر ما می بندند

می گویند اگر از شما حمایت کنیم  تحریم ها را زیاد می کنند

به دشمنانتان و دشمنانمان می گویم زهی خیال باطل

ای بی خردان و ای ابلهان

مگر نمی دانید ما از نسل حسینیم

مگر نمی دانید برای دفاع اسلام نیازی به آب نداریم

مگر فراموش کردید که سر می دهیم ولی زیر بار زور نمی رویم

مگر فراموشتان شده است که حتی کودک شش ماهه مان را هم سرباز می کنیم و در راه آرمان های اسلامی و انقلابی مان فدا می کنیم

مگر معلم ما مولا حسین (ع)را فراموش کرده اید

که به ما پیشنهاد می دهید ظلم شما را ببینیم و سکوت کنیم

عده ای می گویند لبنان و سوریه و فلسطین خط مقدم هستند ما باید از آنها دفاع کنیم

و اگر این را می گویند برای عده ای است که فقط برای میهن خود ارزش قائلندو تنها وقتی رگ غیرتشان گل می کند که پای میهن وسط باشد

اما ما از مولایمان درس غیرت آموختیم ما نه برای فقط میهن دست از دفاع لبنانی ها و فلسطینی ها و سوری ها بر نمی داریم بلکه چون آنان خواهران و برادران ما هستند از آنان دفاع می کنیم

ای مستکبران ابله لابد شما یادتان رفته است بگذارید یادتان بیندازم پیامبر هزاران اذیت و آزار شد ولی تحمل کرد به خاطر اسلام

شما یادتان رفته است بگذارید یادتان بیندازم که علی(ع) به خاطر اسلام بیست و پنج سال خانه نشین شد به خاطر اسلام وقتی بانوی دو عالم حضرت زهرا (س) را زدند سکوت کرد

شما یادتان رفته است بگذارید یادتان بیندازم که حضرت زهرا(س) به خاطر اسلام سیلی خورد به خاطر اسلام پشت در سوخته .....

شما یادتان رفته است بگذارید یادتان بیندازم که امام حسن(ع) به خاطر اسلام درد های زیادی را تحمل کرد و جگرش پاره پاره شد

لابد یادتان رفته است بگذارید یادآوری کنم که امام حسین(ع) به خاطر اسلام سر داد به خاطر اسلام تشنگی را تحمل کرد به خاطر اسلام کودکش جلوی چشمش پرپر شد به خاطر اسلام همه چیزش را از دست داد به خاطر اسلام خانواده اش به اسارت رفتند و امامان یکی پس از دیگری....

امامان ما اینگونه جان خود را فدای اسلام کردند  حالا ما را از تحریم می ترسانید پیش خودتان چه فکر کرده اید؟؟؟؟؟


پس ما دست از حمایت برادران و خواهران مسلمانمان در هر کجا چه ایران چه لبنان چه پاکستان چه سوریه چه عراق چه هر جای دیگری  بر نمی داریم زیرا همه مان در پیشگاه خدا تعظیم می کنیم و سر تعظیم در مقابل هیچ زورگویی پایین نمی آوریم و مانند حسینمان اگر سری هم بدهیم باز آن سر نزدیک آسمان و بالاتر از همه جا دارد

خواهران و برادرانم برای دفاع از اسلام ایرانی و غیر ایرانی نمی شناسیم جایی که ظلم باشد سکوت نمی کنیم و جایی که قلدری باشد قلدر را نابود می کنیم و جایی که متجاوز باشد دستش را قطع می کنیم و نمی گذاریم کسی به ما ظلمی کند پای عهدمان هستیم و اگر سر از بدنمان جدا کنند هر قطره ی خونمان که از رگها جاری می شود بلند می گوید و گوشتان را کر می کند و شما را به لرزه می اندازد و میگوید هیهات منا الذله هرگز دست از برادران و خواهران غیور مسلمانمان بر نمی داریم و حتی دست از حمایت مردمان ادیان دیگری که به آنان ظلم می کنید بر نمی داریم  و نمی گذاریم و اجازه نمی دهیم که هر غلطی که میخواهید بکنید پس لال شوید و تحریم ها را اضافه کنید که این برای ما بهتر و برای شما ننگ است و آر تحریم ها را اضافه کنید و ببینید که چطور پیشرفت کشورمان صد برابر می شود ما هرگز نوکران شما نخواهیم شد ما هرگز اجازه نمی دهیم که شما برای ما تعیین تکلیف کنید پس لال شوید و دیگر حتی نام برادران و خواهران مسلمانمان را بر زبان ننگینتان جاری نکنید


[ یکشنبه بیست و چهارم آذر 1392 ] [ 11:59 ] [ دو منتظر ] [ ]
یا ابا عبدالله می گویند کسی از قلبی که تنها سه سال کار کرده است توقع ایست ندارد

آقا آن شب در خرابه رقیه در آغوش تو بود و تو در آغوش رقیه توقع زیادی است از یک قلب سه ساله که در محاصره ی عشق تو از نفس نیفتد

یا ابا عبدالله(ع) یا ابا عبدالله(ع) یا اباعبدالله(ع)


[ یکشنبه هفدهم آذر 1392 ] [ 16:38 ] [ دو منتظر ] [ ]

توی قصابی بودم که  پیرزنی اومد و یک گوشه ایستاد …

یک آقای خوش تیپی هم اومد و  گفت :

ابرام آقا قربون دستت پنج کیلو فیله گوساله بکش عجله دارم …

 

 آقای قصاب شروع کرد به بریدن فیله و جدا کردن اضافه هاش …

 همینجور که داشت کارش را می کرد رو به پیرزن کرد و گفت : چی میخوای ننه ؟
پیرزن اومد جلو  یه پونصد تومنی مچاله گذاشت تو  ترازو و  گفت : همین رو گوشت بده ننه !
قصاب یک نگاهی به پونصد تومنی کرد و گفت :

پونصد تومن فَقَط اشغال گوشت میشه ننه … بدم ؟!

پیرزن کمی فکر کرد و  گفت : بده ننه!

 قصاب آشغال گوشت های اون جوان رو می کند و میذاشت برای پیرزن …

جوونی که فیله سفارش داده بود همینجور که با موبایلش بازی می کرد گفت :

اینارو  واسه سگت میخوای مادر؟!

پیرزن نگاهی به جوون کرد و گفت : سگ؟!!  

جوون گفت : آره … سگ من این فیله هارو هم با ناز می خوره …

سگ شما چجوری اینارو می خوره؟!

پیرزن گفت : میخوره دیگه ننه … شکم گشنه سنگم میخوره …

جوون گفت : نژادش چیه مادر؟! پیرزن گفت :  بهش میگن توله سگ دوپا ننه …

اینارو برای بچه هام میخوام آبگوشت بار بذارم !!

جوونه رنگش عوض شد …

چند تیکه بزرگ از گوشتهای فیله رو برداشت و گذاشت روی آشغال گوشتهای پیرزن …

پیرزن بهش گفت : تو مگه اینارو برای سگت نگرفته بودی؟!

جوون با شرمندگی گفت : چرا !

پیرزن گفت : ما غذای سگ نمیخوریم ننه  …

بعد فیله ها رو گذاشت اون طرف و آشغال گوشتهاش رو برداشت و رفت !

قصاب هم شروع کرد به وراجی که : خوبی به این جماعت نیومده آقا …

و  از این چرندیات … و من همینطور مات مانده بودم که . . .


بهتره روی پای خودت بمیری تا روی زانو‌هایت زندگی کنی


منبع:فروی نیوز



منبع:فروی نیوز

[ سه شنبه دوازدهم آذر 1392 ] [ 19:35 ] [ دو منتظر ] [ ]
لاله سرخ شهادت تن تبدار من است
چشمه فیض خدا چشم گهر بار من است

حافظ خون پیام شهدای ره دین
لب گویای من و دیده خونبار من است

داغ یکدشت شهید و غم یک دشت اسیر
این همه بار گران بر تن بیمار من است

پای در سلسله ودست به دامان وصال
دشمن از بی خردی در پی آزار من است

دشمنم بسته به زنجیر ولی غافل از آن
که بر انداختن ریشه او کار من است

تا بر انداز یبنیاد ستم می جنگم
اشک من منطق من حربه پیکار من است

پرچم نهضت خونین شهیدان خدا
گرچه بر دوش من و عمه افکار من است

صبر را بین که در این مرحله از وادی عشق
سخت بیمارم و او باز پرستار من است

آنکه در کرببلا بود انیس پدرم
درره شام بلا مونس و غمخوار من است

در کنار شهدا جان مرا باز خرید
عمه ام بعد خداوند نگهدار من است

خواهر کوچک من همچو گلی پرپر شد
اشک طفلان زغمش شمع شب تار من است

از غم اصغر و اکبر جگرم می سوزد
آه از این غم که خداوندخبر دار من است

در ره آل عبا عمر مؤید طی شد
شاهد زنده من دفتر اشعار من است

شعر از سید رضامؤید


دل سودا زده ام ناله و فرياد كند

هر زمان ياد غم سيد سجاد كند

بى گمان اشك به رخساره بريزد از چشم

هر كه يادى ز گرفتارى آن راد كند

بود در تاب تب و بسته به زنجير ستم

آن كه خلقى ز كرم از الم آزاد كند

به جز از شمر ستمگر نشنيدم دگرى

با تن خسته كسى اين همه بيداد كند

تن تب دار و اسيرى و غم كوفه و شام

واى اگر شِكوه اين قوم بر اجداد كند

خون ببارد ز غم مرگ پدر در همه عمر

چون كه از واقعه كرب و بلا ياد كند

غير زينب كه بد آن قافله را قافله دار

كس نبودى كه بر آن غمزده امداد كند

نتوان ماتم سجاد نوشتن «خسرو»

دل اگر سنگ بود ناله و فرياد كند




اى تشنه اى كه بر لب دريا گريستى
از ديده خون ز مرگ احبّا گريستى

تنها نه بر تشنه لبان اشك ريختى
ديدى چو كام تشنه سقا گريستى

بيمار و زار و خسته و بى يار و بى معين
عمرى درين مصيبت عظما گريستى

يعقوب آل عصمت اگر خوانمت رواست
چون در فراق يوسف زهرا گريستى

آن جا پدر ز هجر پسر گريه كرد ليك
اين جا تو در مصيبت بابا گريستى

چل سال بعد واقعه جانگداز طف
در آتش فراق تو تنها گريستى

گاهى به ياد وقعه خونين كربلا
گاهى به ياد شام غم افزا گريستى

بگذشت چون به پيش رخت سروقامتى
بر قلب داغديده ليلا گريستى

در ماتم سه ساله بى ياور حسين
بر سوز آه زينب كبرى گريستى

بودى مدام صائم و قائم تمام عمر
روز اشك غم فشاندى و شب ها گريستى

«مردانى» از مصيبت جانسوز عابدين
تا باشدت ذخيره به فردا گريستى
شعر از محمّد على مردانى


شعادت مظلومانه ی امام سجاد (ع) بر تمامی دوستداران حضرتش و گریه کنان حسینش تسلیت باد

یا امام سجاد دست شاعران این اشعار را بگیر

[ جمعه هشتم آذر 1392 ] [ 14:23 ] [ دو منتظر ] [ ]
سلام بر بانوی خوبی ها سلام بر فاطمه ی زهرا (س)

سلام بر مادر سادات

سلام بر پهلو شکسته

سلام بر حامی ولایت علی(ع) دختر رسول الله(ص)

خانم اجازه می دهید که جز یاران حضرت مهدی(عج) شوم من که لیاقت ندارم جز سیصد و سیزده یار حضرت شوم مادر اجازه هست که جز یاران یاران یارانشان شوم مادر اجازه هست در راه حضرت مهدی(عج) به شهادت برسم مادر اجازه هست هم رکاب ایشان باشم مادر اجازه هست همه ی هستیم را که البته ناچیز است به پای فرزندتان بریزم مادر اجازه هست جان ناقابلم را تقدیمشان کنم مادر جان اجازه هست که سرم را برایشان بدهم مادر جان یا حضرت زهرا(س) اگر اجازه می دهید این نامه ی ما را امضا کنید تا همه چیزمان را فدای فرزندتان کنیم

مادر مهربانم درست است من بچه ی ناخلف شما هستم من بچه ی بازیگوش شما هستم ولی مادر من شنیده ام که مادر ها بین فرزندانشان فرق نمی گذارند حتی فرزندی که خیلی بد است و خیلی مادرش را اذیت می کند دوست دارند و تفاوتی قائل نمی شوند مادر جان دوست دارم رویتان را در خواب ببینم عالم نیستم کاری نکرده ام که مستحقش باشم جسارت می کنم ولی یا حضرت زهرا(س)دوست دارم شما را در خواب ببینم خیلی دلم برای شما تنگ شده است خیلی دلم هوایتان را کرده است خانم اما چگونه می توانم روی شما را ببینم دوست دارم شما را ببینم اما تحمل دیدن چادر خاکی را ندارم دوست دارم شما را ببینم اما طاقت دیدن پهلوی شکسته تان را ندارم دوست دارم شما را ببینم اما طاقت ندارم که شما را در حالی ببینم که دست بر پهلو زدید حتی فرزندان بد هم زمانی که مادرشان را می زنند آرام ندارند تقلا می کنند کاش حضرت مهدی(عج) فرزندتان که مانند پدرانشان و شما آبروی ما شیعیان در برابر  خداست بیاید و انتقامتان را بگیرد کاش بیاید و انتقام آن سر بریده را بگیرد انتقام خون ریخته شده ی  شش ماهه ی ابی عبد الله (ع) را بگیرد انتقام فرق شکافته شده ی حیدر مولای من حضرت علی (ع)در نماز را بگیرد انتقام جگر پاره پاره شده ی امام غریبم امام مجتبی(ع) را بگیرد انتقام دستهای بر خاک افتاده ی قمر بنی هاشم(ع) را بگیرد انتقام تمام مصائب زینب کبری (س)را بگیرد

خانم میشه غلامتون باشم میشه کمکم کنید بقیه ی عمرم رو به شما و فرزندان شما خدمت کنم خانم میشه اندکی از کوچه ی ما گذر کنید و من خاک قدمهایمتان را ببوسم خانم میشه از خدا بخواهید که بقیه ی غیبت را به ما بندگان گنهکار و بی آبرو ببخشد خدا همه چیز را به خاطر شما آفرید خانم من مادر من اگر شما نبودید عالم نابود می شد هر چه هست به خاطر شماست چون خدا فاطمه(س) دارد  ما فرزندان بدی بودیم بدی کردیم شرمنده ایم به خدا

خدایا به حق حضرت زهرا(س) به حق حضرت زینب (س)ظهور آقا امام زمان(عج) رو نزدیک بگردان




[ شنبه دوم آذر 1392 ] [ 20:8 ] [ دو منتظر ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ
امکانات وب
http://

دعای عظم البلا

دعای فرج
روزشمار غدیر حدیث موضوعی


جاوا اسكریپت